نقد اندیشۀ سکولاریستی تقدم عرفان و اخلاق بر عقیده و فقه اسلامی

نویسنده: فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات
تاریخ انتشار: 04.05.2020R.b
مقدّمه
سیکولارستان ادعا میکنند که دین، مجموعۀ اخلاقیات است و عرفان را نتیجۀ این اخلاقیات برمیشمارند و از ِیاینرو میخواهنند عقیده و فقه اسلامی را چیزی زیادی و بیهوده تلقی کنند.
اینان دین را به طور مطلق از داشتن برنامه و نظام زندگی عاری میدانند. از اینرو، با عقاید اسلامی که از آن به کلام تعبیر میکنند و نیز با فقه اسلامی که در حقیقت، برنامۀ برای زندگی انسانی است، سرِ سازگاری ندارند. برای جاافتادگی خلاف ورزیهای خود در مسائل و موضوعات گوناگون، عرفان و اخلاق را بر عقیده و فقه اسلامی مقدّم میشمارند و میخواهند ادعا نمایند که جامعۀ انسانی وقتی به اخلاق و عرفان آراسته شود، نیازی به دانش عقیده و فقه ندارد. از همین رو یکی از نیمچه سیکولارها از شکوفایی فقه اسلامی به «رشد سرطانی فقه» تعبیر کرده بود که اکنون نیاز به بحث در آن مورد نیست.
در این مطلب، ادعای «تقدم عرفان و اخلاق بر عقیده و فقه اسلامی» سیکولارستان در پرتو نصوص شرعی اعم از کتاب و سنت، مورد نقد و ارزیابی قرار میگیرد.
حقیقت این است که برخلاف ادعای سیکولارستها، این عقیده و فقه اسلامی است که بر اخلاق و عرفان، تقدم دارد؛ بلکه عرفان و اخلاق در حقیقت امر، نتیجه و برآیند عقیدۀ سالم و عمل مخلصانه به فقه اسلامی است. یعنی اینکه بدون عقیدۀ سالم مطابق کتاب و سنت، و بدون داشتن دانش و عمل به فقه اسلامی، هرگز کسی به مدارج عالی از معرفت و اخلاق، دست یافته نمیتواند. در زیر این ادعای ما با دلایلی از کتاب و سنت و زندگی پیامبر اسلام به بحث گرفته میشود.
توحید در عقیده، نخستین دعوت اسلام
وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم به پیامبری مبعوث شدند، نخست درس توحید را به مردم آموختند. اول مردم را به عقیدۀ توحیدی دعوت کردند و به تزکیۀ نفس و اخلاقیات فرا نخواندند؛ بلکه آن امور را به دورههای پسانتر گذاشتند و در دورۀ مدنی به آن پرداختند. از این رو در اولین روزهای دعوت شان، مردم را خواستند و برای شان گفتند:
«أَیهَا النَّاسُ قُولُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا»(ابن ابی شیبه: حدیث822؛ ابن حنبل: حدیث16023).
(ای مردم، بگویید که هیچ معبود [بحقی] جز الله [یگانه] وجود ندارد؛ رستگار میشوید).
فراخوانی به عقیدۀ توحیدی، بنیاد اصلی اسلام است که آن را در قدم نخست به مردم تعلیم دادند. بدین طریق بنیاد اسلام را گذاشتند تا امور دیگر چون فقه اسلامی و چون عرفان و اخلاق بر اساس آن شکل یابند.
به دلیل تقدم عقیدۀ توحیدی بر هرچیز دیگر چون تزکیه نفس و اخلاق، و حتی تقدم عقیده بر فقه اسلامی، آیات مکی قرآن کریم که در دورۀ اول بعثت نبوی نازل شده، دارای محتوای عقیده، دعوت به سوی توحید باری تعالی و نفی شرک و الهۀ باطله است. بنابراین عقیده و امور عقیدتی بر هرچیز از جمله بر اخلاق و عرفان مقدّم است و از اینرو ادعای تقدم معرفت و اخلاق بر عقیده و فقه، باطل است و هیچ بنیاد علمی ندارد.
برتری فقه اسلامی بر تزکیه در بیان قرآن
بعد از ترکیز عقیده توحیدی، نوبت به فقه اسلامی میرسد که تبیین احکام است و نسبت به تزکیه و اخلاق اولویت دارد و مقدّم است. پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم، بعد از عقیدۀ توحیدی، موظف بودند که احکام اسلامی را به مردم برسانند و فقه اسلامی، جز احکام اسلامی در زمینه های گوناگون حیات، چیز دیگری نیست.
نگاهی به آیات قرآن کریم بیان میدارد، که فقه اسلامی از اخلاق، جایگاه مقدّم را داراست. قرآن کریم وظیفۀ پیامبر صلی الله علیه وسلم را طوری ترسیم نموده که بیانگر این تقدم فقه بر اخلاقیات و تزکیه است؛ آنجا که فرموده است:
«…وَیعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَیزَكِّیهِمْ…»(البقره: 129).
(و [پیامبر] کتاب و احکام آن را برای شان [امت] آموزش میدهد و ایشان را تزکیه مینماید).
این تعلیم کتاب و حکمت جز فقه اسلامی چیزی نیست و این تزکیه همان عرفان اسلامی است که بعد از یادگیری احکام ممکن است؛ چه تا انسان راه را بلد نباشد و احکام اسلامی را نداند در چاه جهل و بدعات فرو میرود. همچنان انجام ریاضات و عبادات، که منجر به معرفت میشود، بدون درک احکام و عمل فقه اسلامی، نادرست و غلط است.
به همین گونه در جای دیگر الله متعال، باز فقه و احکام فقه را بر تزکیه مقدّم داشته و به تعقیب تزکیه به بیان اخلاق پرداخته است؛ آنجا که فرموده است:
«خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»(التوبه: 103).
(از مالهای شان زکات را بگیر که با آن پاک شان سازی و تزکیۀ شان کنی؛ و برای آنان دعا کن؛ زیرا که دعای تو باعث آرامش شان میشود و الله شنوا و داناست).
حال در این آیۀ مبارکه، تأملی چند انسان را به تقدم فقه اسلامی بر تزکیه و اخلاق رهنمون میگرداند:
- «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً» امر به تطبیق فقه اسلامی است؛ چون زکات یکی از پنج بنای مسلمانی است و یکی از ستونهای اقتصادی فقه اسلامی است.
- «تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّیهِمْ بِهَا» محتوای تزکیه و عرفان را در خود پرورده است؛ که بعد از تطبیق احکام، امکان دارد؛ زیرا زکات، باعث پاکی و تزکیۀ قلب و باعث پاکی مال زکات دهنده میشود.
- «وَصَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ» بیانگر امری اخلاقی است؛ زیرا دعا برای برادر مسلمان، فرض و واجب نیست؛ بلکه یک امرِ مستحب و اخلاقی است که از انسانهای مهذَّب و دارای اخلاق نیک سر میزند.
تعبیر تقدم عقیده و فقه بر تزکیه و اخلاق
تقدم عقیده و فقه اسلامی بر اخلاق و عرفان در حدیث نبوی نیز انعکاس فراوان یافته است. یک نمونه از آن نصوص در اینجا یادآوری میشود.
در حدیث ابی هریره رضی الله عنه به روایت امام بخاری در صحیحش آمده است که:
«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ كَانَ یوْمًا بَارِزًا لِلنَّاسِ، إِذْ أَتَاهُ رَجُلٌ یمْشِی، فَقَالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ مَا الإِیمَانُ؟ قَالَ: «الإِیمَانُ أَنْ تُؤْمِنَ بِاللَّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ، وَكُتُبِهِ، وَرُسُلِهِ، وَلِقَائِهِ، وَتُؤْمِنَ بِالْبَعْثِ الآخِرِ» قَالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ مَا الإِسْلاَمُ؟ قَالَ: «الإِسْلاَمُ أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ وَلاَ تُشْرِكَ بِهِ شَیئًا، وَتُقِیمَ الصَّلاَةَ، وَتُؤْتِی الزَّكَاةَ المَفْرُوضَةَ، وَتَصُومَ رَمَضَانَ» ، قَالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ مَا الإِحْسَانُ؟ قَالَ: الإِحْسَانُ أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ یرَاكَ، قَالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ مَتَى السَّاعَةُ؟ قَالَ: ” مَا المَسْئُولُ عَنْهَا بِأَعْلَمَ مِنَ السَّائِلِ، وَلَكِنْ سَأُحَدِّثُكَ عَنْ أَشْرَاطِهَا: إِذَا وَلَدَتِ المَرْأَةُ رَبَّتَهَا، فَذَاكَ مِنْ أَشْرَاطِهَا، وَإِذَا كَانَ الحُفَاةُ العُرَاةُ رُءُوسَ النَّاسِ، فَذَاكَ مِنْ أَشْرَاطِهَا…»(بخاری: حدیث4777).
(روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم در نزد مردم حضور داشتند. ناگاه شخصی آمد. سپس گفت: یا رسول الله، ایمان چیست؟ فرمودند: ایمان این است که به خدا و فرشتگان خدا، و کتابهای او و پیامبرانش و به ملاقاتش[در روز قیامت] ایمان بیاوری و به زنده شدن بعد از مرگ ایمان داشته باشی. باز گفت: یا رسول الله، اسلام چیست؟ فرمودند: اسلام این است که الله را عبادت کنی و به او شریک نیاری؛ نماز را بخوانی، زکات فرض را ادا کنی و ماه رمضان را روزه گیری. باز گفت: یا رسول الله، احسان چیست؟ فرمودند: احسان این است که خدا را طوری عبادت کنی که گویا او را میبینی؛ اگر تو او را نمیبینی، او تو را میبیند. باز گفت: قیامت چه وقت است؟ فرمودند: مسؤول [من] از سائل [خودت] به وقت آن آگاهتر نیست. اما تو را به نشانه های قیامت خبر میدهم: هنگامی که زن، مولای خویش را بزاید؛ این از نشانه های قیامت است و هنگامی که پابرهنه های وجود برهنه را ببینی، که سرکردۀ مردم شدند؛ این از نشانه های قیامت است).
در این حدیث مبارکه چند چیز قابل توجه است و تقدم عقیده و فقه اسلامی بر تزکیه و اخلاق را به گونۀ صریح به اثبات میرساند:
- سوال و جواب از ایمان، همان عقیدۀ اسلامی است که آموزش داده شده و در نخست، مطرح شده است؛ از این رو در پاسخ آن به امور ششگانۀ عقیدۀ اسلامی یعنی ارکان ایمان، اشاره شده که هر شخص مؤمن مکلف است بدان باور داشته باشد.
- سوال و جواب از اسلام، بیانگر فقه اسلامی است که در درجۀ دوم قرار گرفته است؛ از همین روی در جواب این سؤال به بناهای مسلمانی اشاره شده و هریک نام برده شدهاند.
- سوال و جواب از احسان، همان تزکیه و عرفان است که در مقام سوم قرار گرفته است؛ از همین جهت به بلندترین مدارج عرفان و تزکیۀ نفس اشاره شده که «حضور» با حق در عبادت است و اهل عرفان از آن به تعبیرهای «نسبت»، «یادداشت» و «خلوت در انجمن» نیز یاد کردهاند. اما این مفهوم تزکیۀ نفس در جایگاه سوم و بعد از عقیده و فقه اسلامی ذکر شده است.
- بیان نشانه های قیامت، اشاره به امور اخلاقیی دارد که ترک آن نشانۀ قیامت معرفی شده است؛ یعنی ترک تهذیب اخلاق و عدم مراعات احترام بزرگان از علامه های قیامت شمرده شده است. این بدان معناست که این امور از آداب زندگی اند که باعث جلب رضای الله متعال میشوند.
نتیجۀ سخن
از آنچه در این مقالۀ کوتاه گفته آمد، این نتایج به دست میآید:
- عقیده توحیدی، نخستین خشت بنای دیانت است و بر تزکیۀ نفس و امور اخلاقی، و حتی بر فقه اسلامی، مقدّم است.
- آموزش فقه اسلامی و عمل به آن از مسلمات دین اسلام است که از توجه و عمل بدان هیچ کس را چاره نیست؛ بدون عمل به فقه اسلامی، هیچ شخصی نمیتواند مدارج عالی از تزکیه و اخلاق را بپیماید. از همین روی، اهل عرفان همیشه بر پایبندی به فقه اسلامی تأکید کرده اند.
- تزکیه نفس که از آن به عرفان تعبیر میشود و نیز امور اخلاقی، بالترتیب در جایگاه سوم قرار دارند که بعد از اصلاح عقیده و پایبندی به فقه اسلامی، میتوانند به دست آیند. این بدان معناست که عقیدۀ اسلامی از واجبات زیربنایی دین است و فقه اسلامی، واجبات عملی اسلام را برای جامعۀ بشری میآموزاند. اما تزکیۀ نفس و اخلاق، بعد از تکمیل آن دو رکن نخستین، ممکن و میسر است و از جملۀ مستحبات امور است. از همین جهت امام ربانی از بزرگان عرفان اسلامی، تأکید میکند که «فردای قیامت از شریعت خواهند پرسید، از تصوّف نخواهد پرسید، دخول جنّت و نجات از نار، وابسته به اتیان شریعت است»(بیتا: 2، 21). این شریعت که بر آن تأکید کرده، به معنای عام خود، همان عقیده و فقه اسلامی است.
باز در جای دیگر، به پیروی از نظرات، رجال فقه اسلامی تأکید کرده و از عمل به دیدگاههای مُتطَرّف صوفیه و عرفا برحذر داشته میگوید: «عمل صوفیه در حلّ و حرمت سند نیست، همین بس نیست که ما ایشان را معذور داریم و ملامت نکنیم و امر ایشان را به حق سبحانه و تعالی مفوّض داریم، اینجا قول امام ابوحنیفه و امام ابویوسف و امام محمّد معتبر است؛ نه عمل ابی بکر شبلی و ابی حسن نوری…»(امام ربانی، بیتا: 4، 136).
فهرست منابع
1. قرآن کریم.
2. ابن ابی شیبة، : أبو بكر عبد الله بن محمد بن إبراهیم بن عثمان بن خواستی العبسی. (1409). المصنف فی الأحادیث والآثار. چاپ اول، المحقق: كمال یوسف الحوت، ریاض: مكتبة الرشد.
3. ابن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی. (1421 هـ – 2001 م). مسند الإمام أحمد بن حنبل. المحقق: شعیب الأرنؤوط – عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركی، بیروت: مؤسسة الرسالة.
4. امام ربانی، شیخ احمد بن عبد الاحد سرهندی. (بیتا) مکتوبات. پاکستان: امرتسر: طبع مجددی.
5. بخاری الجعفی، أبو عبدالله محمد بن إسماعیل. (1422). الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلى الله علیه وسلم وسننه وأیامه = صحیح البخاری. المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر. چاپ اول، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانیة بإضافة ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی).

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× دو = 4

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>