اسلام و دیموکراسی

نویسنده: صهیب ان سلطان Autor:Sohaib .N SultanSohaib
مترجم : عبدالبصیر صهیب صدیقی
تاریخ انتشار :02.05.2020
نوت : این ترجمه یک ترجمۀ آزاد است و زیادتر بر مفهوم ابتناء دارد تا بر لغات و واژه ها و گرامر بکاربرده شده از طرف نویسنده و هم چنان قابل ذکر
است که آنگاه که ضرورت این محسوس شد که برخی جا ها وضاحت بیشتر داشته باشند اضافاتی داخل قوس ها را افزودیم.

اصل جستار :
قبل از آنکه در رابطه با اسلام و دیموکراسی به جستجو و تحقیق پرداخته شود، مهم است که فهمیده شود که دیموکراسی چیست . این به این دلیل مهم است که اغلب دیموکراسی به اشتباه با فرهنگ و جامعۀ غربی یکی دانسته می شود و به این دلیل است که برخی تحلیگران سازگاری اسلام با دیموکراسی را رد می‌کنند و معتقد اند که اسلام و سیکولاریزم سیستم های متضاد اند یعنی نقش خدا با نقش و رول انسان سازگار نیست ، بنابرین در فرهنگ اسلامی فقدان نگرش آزاد و لیبرال اجتماعی برای جامعه های آزاد و دیموکراتیک برجسته و چشمگیر است.

آنانیکه دیموکراسی را در دائرۀ اسلام رد می کنند چنین استدلال می کنندکه دیمکراسی یک سیستم سفت و سختی است که تنها دید خاصی از جامعه و کلچر را بازتاب میدهد ، اما دیموکراسی مانند اسلام توسیع مفهومی دارد و قابلیت سازگاری با جوامع مختلف و کلچر های گوناگون را داردزیرا بر مفاهیم جهانی و عام ابتناء دارد.پس، دیموکراسی چیست ؟
در فرهنگ لغات، دیمو کراسی چنین تعریف شده است که : « حاکمیت مردم بر مردم یا به صورت مستقیم و یا از طریق نمایندگان منتخب اعمال می شود». به این ترتیب انتخابات که تراضی مردمی ، آزادی سیاسی و بسیج اجتماعی و تساوی حقوقی افراد و آحاد جامعه را ارائه میدهد مؤلفه های یک دیموکراسی سالم و کارآ است.

کسانیکه برضد سازگاری اسلام و دیموکراسی دلیل می آورند از این آغاز می کنند که دیموکراسی حاکمیت را از آن مردم می داند و حق حاکمیت و قدرت را به مردم میدهد، در حالیکه در اسلام حاکمیت از آن الله تعالی است و این بدین معنی است که اسلام حاکمیتی را که از مردم بر مردم باشد اجازه نمی دهد.
به عبارۀ دیگر این بدبینان باورمندند که نقطۀ مقابل دیموکراسی در ارتباط با یک سیستم سیاسی دینی باید تئوکراسی ( حکومت خدا بوسیلۀ روحانیون ) باشد.

بنابرین این استدلال بر این پیش فرض تعمیر شده است که یک صنف مقتدر از روحانیون در داخل اجتماع مسلمانان وجود دارد که دسترسی مخصوص به خواست الله تعالی را دارند بنابرین هم حق دارد و هم قدرت تا اراده الهی را بر زمین و زمینیان تحمیل کند.

از اینکه سخافت این استدلال آشکار است ، پس در رابطه با اسلام این استدلال ناکام است زیرا سنت اسلامی یا فرهنگ اسلامی که اکثریت اهل سنت و جماعت آنرا تبارز میدهند ، بر تعالیم گهر بار قرآنکریم و سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم ابتناء دارد ، حاکمیت طبقۀ روحانی ( پاپائی و امامت معصوم ) را برسمیت نمی شناسد
و نه هم در جهت تشکیل و هم به قدرت رسانیدن طبقۀ خاص روحانیون که دست رسی ویژه به ارادۀ الله تعالی را داشته باشد کار های تبلیغاتی را سروسامان داده اند.

در این رابطه آیۀ مبارکۀ سورۀ مبارکۀ التوبه چنین می فرماید:
ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَـٰنَهُمۡ أَرۡبَابً۬ا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِيحَ ٱبۡنَ مَرۡيَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِيَعۡبُدُوٓاْ إِلَـٰهً۬ا وَٲحِدً۬ا‌ۖ لَّآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ‌ۚ سُبۡحَـٰنَهُ ۥ عَمَّا يُشۡرِڪُونَ (٣١)

( 31 ) (آنها) دانشمندان ورهبان خویش, و (همچنین) مسیح پسر مریم را معبودانی بجای الله گرفتند؛ در حالی که دستور نداشتند جز خداوند یکتایی را که هیچ معبودی (به حق) جز او نیست؛ بپرستند, او پاک ومنزه است از آنچه شریک او قرار می دهند.
و هم جنان :
۞ يَـٰٓأَيُّہَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِنَّ ڪَثِيرً۬ا مِّنَ ٱلۡأَحۡبَارِ وَٱلرُّهۡبَانِ لَيَأۡكُلُونَ أَمۡوَٲلَ ٱلنَّاسِ بِٱلۡبَـٰطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ‌ۗ وَٱلَّذِينَ يَكۡنِزُونَ ٱلذَّهَبَ وَٱلۡفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَہَا فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ فَبَشِّرۡهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ۬ (٣٤)
( 34 ) ای کسانی که ایمان آورده اید! بی گمان بسیاری از احبار ورهبان اموال مردم را به باطل می خورند, و(دیگران را) از راه خدا باز می دارند, وکسانی که طلا ونقره را می اندوزند (وگنجینه می کنند) ودر راه خدا انفاق نمی کنند, پس آنهارا به عذابی درد ناک بشارت ده.

مسلمانها برین باور اند که بعد از پیامبر صلی الله علیه وسلم هیج کسی دست رسی مستقیم به خواست و ارادۀ الهی را ندارد و بر این اساس فردی یا گروهی حق ادعای مشروعیت حاکمیت برمردم به طور منحصر را ندارد و بر این اصل است که سیاست اسلامی تئوکراسی نیست.

درین شکی نیست که یک سیستم سیاسی اسلامی با قوانین و اصولی مرتبط است و پیوند دارد که برخاسته از قرآنکریم و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم است که به عنوان قانون اساسی در یک جامعه به رسمیت شناخته می شود.علاوه بر این ، نقض یا قرار گرفتن رودر رو یا مستقیم علیه هر تعلیم مقدس اسلام در یک سیستم سیاسی اسلامی قابل تحمل نیست ، زیرا انجام این کار خلاف منابع قانون اساسی است.

بنابراین ، به این معنا الله تعالی به عنوان تنها قانون گذار شناخته می شود.
بنابرین اجرای قوانین آنگونه که در قرآن کریم و سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم بیتان شده اند نقش انسان را که خلیفۀ الله تعالی در زمین است برجسته می سازد.
الله تعال در آیۀ 30 سورۀ مبارکۀ البقره می فرماید:
وَإِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَـٰٓٮِٕكَةِ إِنِّى جَاعِلٌ۬ فِى ٱلۡأَرۡضِ خَلِيفَةً۬‌ۖ قَالُوٓاْ أَتَجۡعَلُ فِيہَا مَن يُفۡسِدُ فِيہَا وَيَسۡفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحۡنُ نُسَبِّحُ بِحَمۡدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ‌ۖ قَالَ إِنِّىٓ أَعۡلَمُ مَا لَا تَعۡلَمُونَ (٣٠)
( 30 ) و(بیاد بیاور) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت:« من در زمین جانشینی قرار خواهم داد». گفتند: «آیا کسی را در آن قرار می دهی که در آن فساد و خونریزی کند؟ ما تسبیح و حمد تو را به جا می آوریم و تو را تقدیس می کنیم». پروردگار فرمود:« یقیناً من می دانم آنچه را که شما نمی دانید».

به دلیل عقل عالی و توانائی های برتر برای اکتساب علم و دانش و قابلیت های برتر در جهت اعمال ارادۀ آزاد ، همه این خصوصیات خدادادی انسان را قادر می سازند كه نه تنها اجرای قانون مقدس را اجرا كند ، بلكه احكام مقدس را نیز در مواردی ( آنجا که نص صریح جلی و یا خفی وجود ندارد ) از منابع مقدس تفسیر كند ، اصول خردمندانه را كه اساس قوانین جدید لازم برای دنیای انکشاف یافته ای روزافزون و اخلاقی را تشكیل می دهد ، تفسیر می كند

همۀ این استعداد ها و خصوصیاتی را که الله تعالی به انسان داده است ، نتنها اینکه انسان را قادر می سازندکه قوانین مقدس ( شریعت =قرآنکریم + سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم ) را اجراءکند ، بلکه شریعت یا قانون مقدس را بر اساس قرآنکریم و سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم در شرایط متفاوت می تواند تعبیر و تفسیر کند و این تعبیر و تفسیر ها می توانند اساسات قوانین متغیر در انطباق با شریعت مقدس را پی ریزی کنندو آنهم در شرایطی که جهان به گونۀ یک مغلق اخلاقی در تغییر و تحول است.

سیستم سیاسی اسلام ( که بخشی از سیستم حقوقی اسلام است ) مستلزم تضاد و جدال و یا هم رقابت بر سر قدرت بین الله تعالی و انسان نیست ( چون قدرت همه از آن الله تعالی است و در امکاناتی که خود بوجود آورده و قتی انسان به عنوان یک امکان در آن امکانات قرار میگیرد بر پارۀ از امور قدرت مند می شود و در دوشکلش یا کاری را انجام میدهد و یا هم کاری را سلب می شود با این خصوصیت که قدرت انسان محدود است و از حنبۀ تکوینی در اعمال قدرت آزاد )، در عوض ، خدا و انسان ( انسان از لحاظ اخلاقی موجود مجبور که باید بر جبر های اخلاقی عمل کند.)، در جهت یک هدف کار می کنند تا به جامعه فایده برسانند و تکامل تمدن را با در نظر داشت قوانین انکشاف دهند .
به صورت آشکار اینکه الله تعالی هم قوانین تکوینی را ساخته و هم قوانین تشریع را ( قرآنکریم و سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم )( و این انسان است که با در نظر داشت قوانین تکوینی و قوانین تشریعی در تغییرات زندگی بشر از یک حکم شریعت به حکم دیگر شریعت تمسک می جوید و یا در ساحۀ مباح بر اساس شریعت آزادی وضع قوانین را دارد) و این تعبیر و تفسیر با دیموکراسی یا ” حکومت مردم بر مردم ” سازگار است و می توان اصطلاح دیموکراسی اسلامی رابکار برد.

انتخاب رهبران:
حال ، اگر حکومت توسط مردم است، پس معقول این است که مردم کسانی را انتخاب کنند که از طرف آنها حکومت کنند .
آیا انتخابات با تعلیمات و آموزه های اسلامی سازگار است؟
پاسخ این سؤال را می توان در تأکید قرآنکریم بر شوری و نقش شوری در تصمیم گیری جمعی در مورد امور جمعی ، یافت
در این رابطه قرآنکریم در آیۀ مبارکۀ 159 سورۀ مبارکۀ آل عمران می فرماید:
فَبِمَا رَحۡمَةٍ۬ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمۡ‌ۖ وَلَوۡ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلۡقَلۡبِ لَٱنفَضُّواْ مِنۡ حَوۡلِكَ‌ۖ فَٱعۡفُ عَنۡہُمۡ وَٱسۡتَغۡفِرۡ لَهُمۡ وَشَاوِرۡهُمۡ فِى ٱلۡأَمۡرِ‌ۖ فَإِذَا عَزَمۡتَ فَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱللَّهِ‌ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلۡمُتَوَكِّلِينَ (١٥٩)
( 159 ) پس به ( سبب) رحمت الهی است که تو با آنان نرم خو ( و مهربان) شدی، و اگر تند خو و سخت دل بودی،قطعاٌ از اطراف تو پراکنده می شدند،پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه،و در کارها،با آنان مشورت کن، و آنگاه که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن، زیرا که خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد.

در سورۀ مبارکۀ الشوری آیۀ مبارکۀ 38 چنیبن فرمودۀ مبارک است که :
وَٱلَّذِينَ ٱسۡتَجَابُواْ لِرَبِّہِمۡ وَأَقَامُواْ ٱلصَّلَوٰةَ وَأَمۡرُهُمۡ شُورَىٰ بَيۡنَہُمۡ وَمِمَّا رَزَقۡنَـٰهُمۡ يُنفِقُونَ (٣٨)
( 38 ) و کسانی که (دعوت) پروردگارشان را اجابت کردند, ونماز را بر پا می دارند, وکارهایشان بین آنان به (صورت) مشورت است, واز آنچه به آنها روزی داده ایم. (در راه خدا) انفاق می کنند.

از این دو مورد چنان استنباط می شود و به فهم می رسد که رهبران به نفع اجتماع و سروسامان دادن به امور جامعه می توانند انتخاب شوند

شایان ذکر است اینجا که نمونه و یا الگوی بارز در تاریخ اسلام در اهمیت و استفاده و بکارگیری از مشاورۀ جمعی به عنوان یک پروسه در انتخاب رهبر جدید وجود داردو آن اینکه :
هنگامیکه رسول الله صلی الله علیه و سلم در بستر مریضی بودند بسیاری از اصحاب رضوان الله تعالی عنهم خواستند که ایشان جانشین شانرا تعیین کنند تا بعد از ایشان جامعه را رهبری کند ، اما پیامبر صلی الله علیه وسلم از انجام چنین خواست امتناع ورزید ، نشانۀ روشن مبنی بر اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم می خواست که جانشین وی از طریق مشاورت جمعی انتخاب شود نه اینکه از راه انتصاب به جامعه تحمیل شود ، هنگامیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از این جهان رحلت کردند ، مهمترین مسئله برای جامعه انتخاب رهبر بعدی بود.
در پایان ، سه نفر از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تصدی پست خلافت نامزد شدند و بلاخره نزدیکترین همنشین و یار پیامبر صلی الله علیه وسلم ، یعنی ابوبکر صدیق رضی الله عنه به وظیفه و پست خلافت و رهبری جامعه انتخاب شد.
ابوبکر صدیق رضی الله عنه و سه جانشین وی رضی الله عنهم ( عمر ، عثمان ، و علی ) بر اساس مشاورت جمعی که تراضی مردمی را با خود داشت انتخاب شدند

به یقین که ایدۀ انتخاب رهبر که بر رضایت و خواست مردم و افراد جامعه ابتناء داشته باشد در سنت اسلامی در متن تعلیمات قرآنکریم و سنت مطهر رسول الله صلی وجود دارد و امر نو و جدید نیست ، به این ترتیب مفهوم انتخابات با ایدۀ دیموکراسی اسلامی سازگار است و تناقضی و تضادی درکار نیست.
جواب دهی و پاسخگوئی دولت :
برای حکومت کردن تنها انتخاب رهبر کافی و بسنده نیست ، پاسخگو بودن رهبر به مردمی که تحت فرمانش اند از اساسات دیموکراسی است که رهبر و یا حکومت از بین مردم و به رضایت مردم بوجود آمده است به مردم پاسخگو است.
با در نظر داشت تعلیمات قرآن کریم و سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم وظیفِۀ شوری و مشاوره تنها به انتخاب رهبر پایان نمی یابد و مختومه نیست ، بلکه به عنوان بخشی اساسی حکومت داری است که امور را به صورت غیر دیکتاتوری به انجام برساند ، دیگر اینکه رهبر نمی تواند هوا و هوس و خواست خود را بر مردم تحمیل کند بلکه حکومت باید مطابق به آموزه های قرآنکریم و سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه سلم شکل داده شود.
در این مورد قرآنکریم در سورۀ مبارکۀ النساء ، آیۀ مبارکۀ 59 می فرماید:
يَـٰٓأَيُّہَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَطِيعُواْ ٱللَّهَ وَأَطِيعُواْ ٱلرَّسُولَ وَأُوْلِى ٱلۡأَمۡرِ مِنكُمۡ‌ۖ فَإِن تَنَـٰزَعۡتُمۡ فِى شَىۡءٍ۬ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡيَوۡمِ ٱلۡأَخِرِ‌ۚ ذَٲلِكَ خَيۡرٌ۬ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِيلاً (٥٩)
( 59 ) ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر، و صاحبان امرتان را، و اگر درچیزی اختلاف کردید، آن را به خدا و پیامبر باز گردانید؛ اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام تر است.

و دیگر اینکه رهبران بعدی به راه و رسم ابوبکر صدیق رضی الله عنه و عمر ابن الخطاب رضی الله عنه بروند و به شیوۀ آنها متمسک گردند و قتی که آنها به مردم گفتند که : (اگر من به راه راست رفتم مرا پیروی کنید و اگر از راه راست کج شدم مرا اصلاح کنید تا گمراه نشویم) و بر این اساس وظیفۀ مردم و نقش مردم بالاتر از انتخاب رهبر در سیاست اسلامی برجسته تر و مشهود تر و چشمگیر تر است.
مساوات و آزادی:
دو جزء اساسی دیگر یک دیموکراسی عملی مساوات و آزادی افراد و احاد جامعه است که بدون آن نمی توان حاکمیت را به گونۀ دیموکراتیک تحقق بخشید
قران کریم در سورۀ مبارکۀ الحجرات آیۀ مبارکۀ 13 می فرماید :
يَـٰٓأَيُّہَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقۡنَـٰكُم مِّن ذَكَرٍ۬ وَأُنثَىٰ وَجَعَلۡنَـٰكُمۡ شُعُوبً۬ا وَقَبَآٮِٕلَ لِتَعَارَفُوٓاْ‌ۚ إِنَّ أَڪۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَٮٰكُمۡ‌ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ۬ (١٣)
( 13 ) ای مردم! بی شک ما شما را از یک مرد وزن آفریدیم, وشما را تیره ها وقبیله ها قرار دادیم, تا یکدیگر را بشناسید, همانا گرامی ترین شما نزد خدا پر هیز گارترین شماست( ), بی گمان خداوند دانای آگاه است.

و هم چنان قرآن کریم در آیۀ مبارکۀ 22 سورۀ مبارکۀ الروم می فرماید :
وَمِنۡ ءَايَـٰتِهِۦ خَلۡقُ ٱلسَّمَـٰوَٲتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَـٰفُ أَلۡسِنَتِڪُمۡ وَأَلۡوَٲنِكُمۡ‌ۚ إِنَّ فِى ذَٲلِكَ لَأَيَـٰتٍ۬ لِّلۡعَـٰلِمِينَ (٢٢)
( 22 ) و از نشانه های او آفرینش آسمانها و زمین، و اختلاف زبانهایتان و رنگهایتان است، بی تردید در این نشانه های برای دانایان است.
این آیات مبارک و بسیاری آیات دیگر برابری و تساوی انسانها را در جامعه رقم زده اند و بر اساس تعالیم قرآنکریم ، نزد الله تعالی و شاخصۀ سیستم سیاسی اسلام احترام تساوی انسان و تنوع رفتاری انسان ( که در تضاد با اصول ثابت اخلاقیات قرار نگیرد ) است.

و در یک نظام سیاسی اسلام ( که بر نظام حقوقی اسلام ابتناء دارد ) احترام زن و مرد در تساوی و تنوع (شیوۀ زندگی در عرصۀ مباح ) امر ضروری است.

انسان همه آزاد به دنیا آمده است و آزادی سرنوشت انسان است و این در قرآن کریم به قشنگی بازتاب دارد، آنجا که قرآنکریم بر ارادۀ آزاد انسان ترکیز و تأکید می کند و انسان را از دیگر مخلوقات متمایز می سازد.
مفهوم ارادۀ آزاد مستلزم آزادی انتخاب است و به همین دلیل است که قرانکریم با قاطعیت بیان میدارد که اجباری در دین نیست.
به قرآنکریم ، آیه مبارکۀ 256 ، سورۀ مبارکۀ البقره مراجعه می کنیم:
لَآ إِكۡرَاهَ فِى ٱلدِّينِ‌ۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشۡدُ مِنَ ٱلۡغَىِّ‌ۚ فَمَن يَكۡفُرۡ بِٱلطَّـٰغُوتِ وَيُؤۡمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسۡتَمۡسَكَ بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَا‌ۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٢٥٦)
( 256 ) در (قبول) دین هیچ اجباری نیست، به راستی که راه راست (و هدایت) از راه انحراف (و گمراهی) روشن شده است. پس هر کس به طاغوت (شیطان و بت و انسانهای گمراه و طغیانگر) کفر ورزد و به خدا ایمان آورد،پس به راستی که به دستگیره محکمی چنگ زده است، که آن را گسستن نیست، و خداوند شنوای داناست.

قرآن کریم تشکیل و بسیج اجتماعی را به حیث یک وظیفه فراه راه انسانهای یک جامعه می گذارد به خیر و خیرات دعوت می کنند و از شرور و بدی ها منع می کنند.
در این مورد به قرآنکریم آیۀ مبارکۀ 104 سورۀ مبارکۀ آل عمران مراجعه می کنیم
وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةٌ۬ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ وَيَنۡهَوۡنَ عَنِ ٱلۡمُنكَرِ‌ۚ وَأُوْلَـٰٓٮِٕكَ هُمُ ٱلۡمُفۡلِحُونَ (١٠٤)
( 104 ) و باید از میان شما، گروهی باشند که (مردم را) به نیکی دعوت کنند، و به کار شایسته وا دارند و از زشتی باز دارند، و آنانند که رستگارند.

مسلم است که در جامعۀ عملگرا، آزادی مطلق نیست ، مورال ، اخلاق و هدایات معنوی بخشی از آزادی اند

دین اسلام از معمولی ترین قوانین گرفته تا قوانین تجاری و کارو باری در مقایسه با فرهنگ غربی بر اخلاقیات محافظه کارانه ( اخلاقیات ثابت و غیر تاریخی و فرا زمانی ) ترکیز می کند .
اگر جهانی بودن و انعطاف پذیر بودن دیموکراسی صادق باشد ، باید بتواند سیستم ارزشی اسلام را در آغوش بگیردکه خود این سیستم ارزشی اسلام بر حقایق عام ، جهانی و منافع اجتماعی بشریت ابتناء دارد.

One thought on “اسلام و دیموکراسی

  1. برادر محترم صديقي صاحب با عرض سلام و احترامات قلبي اجر زحمات و تلاشهاي تان از خداوند برايتان خواهانم .
    در رابطه با نظام اسلامي و ديموكراسي واقعاً نقاط مشترك و نقاط متقابل وحود دارد كه نميتوان از آن انكار نمود . ساختار نظام اسلامي از سوي الله روشن و در دومنبع معتبر ( قرآن و سنت ) وجود دارد و مسلمانان بر وفق آن دو قوانين خويش را ميسازند ولي در نظام ديموكراسي چنين معياري وجود ندارد و اكثريت ولو به يك امر ناصالحي رأي بدهند مرئي الإجرا است .
    ٢- طوريكه جناب شما اشاراتي در مورد داشتيد : در جاي كه مباح است ميتوان بر حسب شورى قانون وضع كرد بلي بين عرصه مباح و اصل قانون گذاري تفاوت زيادي است كه نميتوان نظام ديموكراسي را با نظام اسلامي يكي دانست . و مهمتر از همه خداوند جل جلاله با حكم صريحي ميفرمايد : اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الإسلام دينا .
    پس اينكه بعوض نظام اسلامي پساوند ديموكراسي را اضافه ميكنيم به معني نقص و يا كمبود و خلائي در نظام الهي را ميخواهيم توسط نظام انساني پر كنيم . نظامي كه مغاير و مخالف حدود اسلام در بخشهاي اخلاقي و تصرفات و آزادي هاي فردي و اجتماعي آن چنان دچار انحطاط و تخلافات بوده و هست كه هيچگونه ضابطه اسلامي و روح انساني را در آن نميتوان يافت . بدين لحاظ و ده هاي ديگر به باور بنده نبايد نظام الهي را با يك نظام لجام گسيخته و ناكامي مساوي و مترادف هم قرار داد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دو × = 14

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>