موارد برجستۀ استقلالیت وحی

نویسنده : عبدالبصیر صهیب صدیقی

تاریخ انتشار : 04.08.2017

دکتور سروش با پردازش نظریات اش بدون اینکه به تعالیم قرآنکریم و در برخی موارد به زمینه‌های تاریخی نزول آیاتRamadhan مبارکه توجه کند بر اساس تخیلات خودش رأی قایم می‌کند و آنرا در معرفت دینی تعمیم میدهد که از اساس نظریاتش در تخالف و تضاد با تعالیم و اموزه های قرانکریم است .

در مطالبی زیر عنوان نقد نظریات دکتور سروش مشهود بود که از دکتور سروش با جبریل امین میانۀ خوبی ندارد چون قایل بودن به ملک مقربی جون جبرئل امین (علیه‌السلام) پروژۀ ( نواعتزالیت ) دکتور سروش را را از بخ و بن ویران می‌کند بناء مفهوم وحی را از درون پیامبر صلی الله علیه وسلم و منبعث از خرد مبارک تأویل کرد یعنی اینکه هروقت که پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌خواست وحی را تحقق می‌بخشید و خیالش جبرئل (علیه‌السلام) را شکل و صورت میداد یعنی اینکه اختیار تحقق وحی را خودش بدست داشت. Continue reading

{دفعِ مستقیم و عریض, برتوریهء بعضی اصطلاحاتِ مبهم ومریض}

نویسنده : داکتر محمدالله صخره

تاریخ انتشار : 31.07.2017ارغوان 2

بدانیم اگر نمیدانیم که توریه عبارت از اشتراک معنیِ قریب و معنییِ بعید بر یک لفظ اند ولی قائل معنیی بعید را قصد میکند تا باطن عبارتش را اهل غرض دریابند و بر وی اتهامی نیز مطرح نشود .

همچنان میدانیم که در تبیین اشیاءِ محتاج به تعریف, دو نوع تعریف داریم یکی لُغوی و یکی اصطلاحی. دانشمندان غربی در باب نظریات رعایت ریشه های لاتینی لغویات را ارج وافر نهاده اند تا نحوه ی که امروزه ما از ایشان تا سرحدی زیادی متاثر شده ایم و گاهی که اگر کمالی کرده ایم وکلمه ی را به زبان خود بر گردانیده ایم  کلمات را وفق تعریفات لغوی انها  ترجمه کرده ایم و در اثرِ عدمِ تجانس میان هویت ها چنین پیروی موجب شده است آنچه در باب لغویات بر ما ایجاب میکند که انرا پسند بشماریم  مکروه میشماریم  Continue reading

{قرآنِ متکلم و جهانِ مخاطب}

نویسنده : داکتر محمدالله صخره

تاریخ انتشار : 23.07.2017

دیر زمان قبل عادت داشتم که هر صبح اخبار جهان را از بخش عربی رادیوی مونت کارلو بشنوم  رادیوی مذکور قبل اqurankarimز اخبار برنامهء را به زبان های مختلف منجمله عربی و فارسی زیر عنوان ساعت اصلاح پخش میکرد که مختص به بیان اموزه های دین عیسوی و دعوت به ان بود. بار ها از مبلغ عیسوی ظاهرا ایرانی در کنار ذم و قدح اسلام نیز میشنیدم که این مطلب را به عبارت های مختلف تکرار میکرد که مخاطب قران أعراب اند و محمد ص اعراب را مکلف به قبول اسلام میشمرد و غیر اعراب که مسلمان شده اند سفاهتی بیش نکرده اند و در چیزی بینی زده اند که برای ایشان نبود واینک که عیسی مسیح فضل نموده راه صلاح انان استماع به این “برنامهء اصلاح” است تا ترک اسلام گویند و رضای مسیح را دریابند و رستگار شوند. Continue reading

پاسخ لطیف ومأنوس برمقالهء محترم داکتر فرید یونس

 تحقیق و پژهش از داکتر محمدالله صخره

تاریخ انتشار: 25.05.2017

چندی قبل یکی ازحاجی صاحبان محترم مقالهء را زیرعنوان (ضرورت تصفیه و پاک سازی احادیث) برای این فقیر نشان دادند و به حسن ظن جویای تبیین این موضوع گردیدند. مقاله را که ایشان لطف فرموده کاپی نمودند خواندم این مقاله نوشته ی است از محترم داکتر فرید یونس که در سایت قدرمندِ جاویدان بنشر رسیده است . ابتداء برای من این سؤال خلق شد که  بسیاری از دست اندر کاران سایت ها ی انترنیتی و نشرات مطبوعاتی و رسانه های سمعی و مرئی مانند ما مسلمان اند بلکه بعضی اینان تا هنوز وابستگی تاریخی به جریان های مجاهدت ومقاومت نیز دارند اما چرا در درک باریکی های سیاسی آزادی بیان که همواره برای مسلمانان مغرضانه نسخه داده میشود بی توجه اند. رسانه های عدید و مشهوری است که آزادی بیان را بحیث یک تیوری عظیم مدرینته معرفی میکنند ولی در نشر مقالاتی که شرمگاه مظالمِ مکاتبِ انان را معرفی دارد با بی چشمی بر خورد میکنند حتی از نشر مقالات اقتصادی که گندگی های نسخه استعماری لیبرالیزم در جوامع اسلامی را بیان دارد سزاوار نشر نمیدانند. با همین شکوه و گلایه از وضعیت زوال اعتنا به قدسیات عقیدتی در اوساط نشرات مطبوعاتی ومخصوصا الیکترونیکی  حدیث نبوی را یاد اوردم که غربت روز افزون  دین اسلام را بیان میدارد و میگوید زودیست روزی فرا میرسد که روش انانی را که غیر شمایند پیروی میکنید حتی اینکه اگر در سوراخ سوسماری درایند  به رسم تقلید شما هم  میداریید. و حدیث نبوی را یاد اوردم که میگوید این دین غریب اغاز شد و دوباره غریب میشود پس مژده باد غریبان را که فساد ها را اصلاح میکنند. بنا بر همین و از اینکه مقاله مذکور همانطور که از عنوان معروف است شکل فراخوانی را داشت که باید به تصفیه احادیث دست یازیده شود لازم دیدم سطوری را برای نشر بنویسم گرچند که لله الحمد این فقیر در بعضی حلقات درسی اشارات سودمندی در این زمینه ها داشته است. Continue reading

تفسیر یا تحمیل؟

 

نویسنده : عبدالبصیر صهیب صدیقی

تاریخ نشر:08.04.2017

بخش سوم

این بخش آغازی از نقد ادعای هرمنوتیک فلسفی گادامر در مورد فهم متون بخصوص متون دینی است که بر پایۀ این IN1هرمنوتیک بطور عموم رخداد فهم و چیستی فهم در فوکس است و این نقد تا برداشت‌های از شلایر ماخر تعمیم داده می‌شود و ناگفته های که در بخش اول و دوم بمشاهده می‌رسند و برای یک نقد علمی کار ساز اند ، نیر استناد بر آن‌ها با ذکر آن‌ها اهتمام می‌شود.

از اینکه دامنۀ هرمنوتیک فلسفی عرصۀ فهم دینی را درمی نوردد ، مستلزم آن است که بر فهم دینی اصیل ، بر فهمی که در یک معناداری یا Bedeutsamkeit، meaningfulness ثابت و مشخص با تصریحات تغییرات معنا در چوکات فهم کلی دینی قریب به ثبات معنا داری و یا تغییر تحریفی در بستر تاریخی ترکیز شود و از این جهت است که بر فهم دینی برخاسته از متن دینی در این نقد اهتمام می‌شود ، فهمی که با در نظر داشت متن معتبر دینی اوبژیکتیوobjective است و بادر نظر داشت ، تأویل کنندۀ خاصی subjective است ( کتاب‌های آسمانی تورات ،زبور ، انجیل و قرآن کریم و پیامبران گرامی علیهم الصلاه والسلام) که همان متن معتبر دینی صلاحیت تأویل را برای آن تأویل کنندۀ خاص صادر می‌کند یعنی متن معتبر دینی تأویل کنندۀ را که از هر جهت خاص است تأویل می‌کند و به آن اعتبار تأویلی می‌بخشد و آن تأویل کننده بر این اعتبار کسب کرده متن را تأویل می‌کند و هم چنان متن معتبر دینی داده هایش را در چوکات معرفت شناسی اپیستیمولوژی epistemology و روش شناسی methodology علوم ساینسی تأویل می‌کند و برای تأویل خود در بخش پدیده‌های انظمامی concrete appearences یا konkrete Erscheinungen که مربوط به جهان طبیعی اند ، جهانی که روابط علی بیرونی را به نمایش می‌گذارند ، از داده‌های علمی استفاده می‌برد تا تأویل علمی را شکل و سرو سامان دهد ، آنجا که آن تأویل کنندۀ متن که از هر جهت خاص است ، سکوت اختیار کرده است و متن تأویل خود را بر اساس علوم ساینسی سروسامان میدهد و ادعا های خود را از این طریق اثبات می‌کند آنطور که در مورد فهم قرآنکریم صادق است. Continue reading

تفسیر و یا تحمیل؟

نویسنده عبدالبصیر صهیب صدیقی

تاریخ انتشار: 27.03.2017

بخش دومIN1

در بخش اول این جستار بر هرمنوتیک و استعمال آن در آثار یونان باستان ترکیز کردیم و هم انکشاف آنرا در دوره های بعدی تاریخی ذکر مختصر کردیم و نهایتاً بر اندکی از مساعدت های امیلو بتی Emilo Betti و گادامر Hans George Gadamer در زمینۀ هرمنوتیک استناد کردیم و اکنون درپی اختتام بخش اول و شروع بخش دوم این جستار لازم است که بر برخی از آرای بیشتر در این مورد ترکیز و فوکس کنیم تا موضع گادامر Gadamer بهتر به فهم رسد تا زمینه‌ساز یک نقد کارا باشد.

هرمنوتیک مدرن که از تلاش‌های علمی و فلسفی شلایرماخر Schleiermacher آغاز می‌یابد و تا هرمنوتیک هانس گیورگ گادامر Hans George Gadamer امتداد می‌یابد در شکل و فارم هرمنوتیک فلسفی گادامر ، ادعا دارد که فهم بر هیچگونه معیار و ملاک برای تأویل ابتناء ندارد و هم فهم مقید هیچگونه ظابطۀ تأویلی ، قواعد ، اصول و یا دستورالعمل های برگرفته شده از نظام های معین و جزمی تأویلی نیست.GulS1 Continue reading

تفسیر یا تحمیل

بحش اول:

نویسنده: عبدالبصیر صهیب صدیقی

تاریخ انتشار: 16.03.2017

مدخل: interpretation Bild

در اولین نگاه مراد از تفسیر تأویلی از یک متن است برای فهمیدن با درنظر داشت دیگر متون مؤلفی که قرار است متنش ( چه بصورت نوشته شده ، گفتاری، تصویری، هنری و زندگی اجتماعی) که از لحاظ زمانی ، مکانی و زبانی با تأویل گزار یا مفسر تفاوت و اختلاف دارد یعنی گفتگوی تأویل گزار با متن است ، در این گفتگو و دیالوگ متن داشته هایش را سخاوتمندانه به دامن مفسر می‌ریزد و معانیش شگوفا می‌شود و شرط اساسی شگوفائی معانی متن در تأویل یا تفسیر متن توسط تأویلگزار این است که افق دید متن با افق دید تأویلگزار در انطباق باشد یعنی اینکه این‌گونه تأویل متن مدار است یابه عبارۀ دیگر اینکه این متن که قرار است تفسیر شود هم در استمرار تاریخی و هم با مراجعه به متون دیگری از مؤلف و متون و تأویل های همسان و مشابه دیگر با متن مورد تأویل، ذهنیت و افق دید تأویل گزار را شکل داده است. اینجاست که در حالات متغیرتأویل موافق با متن مورد تأویل با متن به بار مینشیند و شگوفا می شود. و اما مراد از تحمیل این است که تأویلی شکل داده می‌شود که از لحاظ تاریخی منقطع ، منفصل و مجزا از متون مرتبط با متن مورد تأویل است و در تضاد با تأویل های موافق با متن مورد تأویل است یعنی اینکه بین افق دید متن و افق ارغواندید تأویل گزار تفاوت، اختلاف و تضاد مشهود و نمایان است یا به عبارۀ دیگر اینکه استنباط و برداشت منقطع از استمرار تاریخی ، منفصل و مجزا از متون همسان وتأویل های همگون ، تحمیل نام داده می شود. Continue reading

آفتابِ روز درفقهِ جشن ها ونوروز

نویسنده : داکتر محمدالله صخره

تاریخ انتشار: 09.03.2017

تذکر

این مقاله قبلا زیر عنوانِ خوانش فقهی تجلیل از نوروز چند سال قبل نشر گردیده بود اینک بنا به اقتضای روشنگریی باب ارغوان 2فقاهت تغییراتی در آن وارد نموده و مجددا زیر عنوان فوق به نشر سپرده میشود.خواندن این مقاله شاید برای آنانی ذی نفع باشد که مکانت تفقه مسائل را ارج میگذارند.

                                               وَبِهِ نَستَعِین

 روزهاي بعد آغازِ فصل بهار است ,فصليكه در اولين حدس ذهن انسان را به زيبايي ما حول ,كوه, تپه ,دشت,دمن ,چمن,ميبرد,و مردماني بسياري در جهان اغاز فصل بهار را كه  اول سال در بعضي سالنامه ها است جشن ميگيرند .

از آنجاييكه قسمت اعظم اين جشن كه  به نام نوروز مشهور است بلکه میتوان گفت در کل این جشن درسر زمين مسلمانان بوده و هست , واز اينكه این جشن پيشينهء تاريخي قبل از اسلام  نيز داشته است , شبهاتي را در عرصهء مذهبی بودنِ آن ايجاد کرده است  و فقهائی  در قدیم به موضوعِ حل و حرمت ان در بعضي كتب فقه اسلامی پرداخته اند. ودر پرتو اين ذكر فقهي با اضافهء عوامل ديگري كه ناشی از تشنج هاي سياست معاصراست که  پاي مذهب را در بسا موارد به خود كشانيده است ,همه ساله در كشور ما موضوع حل و حرمت نوروز مطرح ميشود, و کسانی از فراز منابر, تحريم ان را اعلام ميدارند .فلهذا  براي تبيين اين مسئله و رفع اين معضله,لازم ميبينم نقاطي را در پرتو انچه خوانده ایم و فهميده ایم به قيد تحرير در اورم.بدينسان در سه مطلب,نخست رأي فقهي قائل بر تحريم نوروز را نقل مینمایم و سپس انرا تحليل و تجزيه نموده, و سوم  نتیجه وهدف از تبيين اين مسئله را بيان ميدارم .منظره Continue reading